ابو القاسم راز شيرازى
482
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خود به آنچه مختصّ به توست اگرچه محتاج باشى به آن . ثالث : ازالهء حبّ مال است از نفس و كندن بيخ محبّت آن را از دل ، با وجدان « 35 » مال يا فقدان آن . رابع : اختيار كردن رضاى حقّ تعالى را بر رضاى غير - اگرچه آن نفس تو باشد - در بذل كردن مال . خامس : بذل مال و جان است در راه خدا ، تا آنكه هيچ يك از اين دو ، عايق و مانع نگردند تو را از سلوك به سوى حقّ جلّ و علا . سادس : رفع همّت است از تعلّق به ما سواى حقّ تعالى ، و « صرف توجّه » « 36 » است از غير او . سابع : عدم التفات است به ما سواى محبوب حقيقى ، و يك جهت كردن همّت و توجّه است به او . ثامن : فناى از افعال و صفات خود است به ايثار بر صاحب افعال و صفات ، و توجّه به او . تاسع : انفصال از دو كون دنيا و آخرت است به ترك طمع در آنها به واسطهء محبّت حقّ تعالى . عاشر : ترك رسوم بشريّت و محو وجود موهوم ، به جهت رسيدن به معلوم حقيقى ؛ چنانكه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وارد است : « محو الموهوم [ مع ] صحو المعلوم » « 37 » .
--> ( 35 ) - يافتن ( 36 ) - روى گرداندن ( 37 ) - « شرح منازل السّائرين » : 555 ، « جامع الاسرار » : 29 ( 53 ) ، 170 ( 327 ) ، 171 ( 329 ) ، 341 ( 680 ) ، « جواهر الاسرار » 1 : 37 ، « مفاتيح الاعجاز فى گلشن راز » : 248 ، « المجلى لمرآة المنجى » : 130 ، « كلمات مكنونه » : 30 ، « شرح الاسماء » : 384 ، « انوار جليّه » : 339 ، « روضات الجنّات » 6 : 62 توضيح : اين ، دو جمله از حديث معروف به « حقيقت » است كه جناب « كميل بن زياد » از حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام نقل فرموده است . اكنون در حدّ حوصلهء اين پاورقى ، به شرح آن پرداخته مىشود ؛ و من اللّه التّوفيق و الاستعانة : حقيقت : در اصطلاح اهل معرفت و يقين ، مفهوم آن ، به نحو كلّى ، گاه به خداوند متعال - جلّت عظمته - و گاه به مظاهر او در مراتب مختلفه اطلاق شده و مىشود ؛ و از همين رهگذر است كه جناب « كميل بن زياد » ، صاحب سرّ حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام از آنچه مفهوم واقعى و اصلى كلمه است از آن حضرت مىپرسد : ما الحقيقة : چيست حقيقت ؟ و باز هم از عظمت مدلول اين كلمه است كه آن حضرت در پاسخ مىفرمايد : ما لك و الحقيقة : تو را با -